خوشنویسی هنر ایران زمین

 

مراحل خوشنویسی و آداب و وظایف خوشنویسان

 

آغاز و انجام خوشنویسی به شش دوره منقسم است: ابتدائی ، متوسطه ، خوش ، عالی ، ممتاز ، استادی از میان علاقه مندانی كه قدم در راه فراگیری این هنر می گذارند كمتر كسی یافت می شود كه تمام این راه را طی كند و به استادی برسد. بیشتر آنان در رسیدن به یك ، دو ، یا سه دوره ی آن توفیق می یابند ؛ زیرا كاری پر زحمت و مشكل است كه فقط عشق و علاقه آسانش می كند و در خور حوصله هر كس نیست مخصوصاً زندگی ماشینی امروز و مشغله ی زندگی متنوع، كمتر به اشخاص اجازه می دهد كه به این هنر ارزنده بپردازند و در این راه پیشتر روند و جز دلباخته ای به ادامه و تكمیل آن نمی پردازد. لكن قدر لازم برای هر با سواد این است كه اگر چه مدت كوتاهی ، نزد استاد ، با مختصری از اصول و قواعد صحیح نوشتن كلمات و تركیبات آن آشنائی پیدا كند ، تا حدی كه خطی خوانا و روشن داشته باشد و بیننده و خواننده را در آن رغبتی دست دهد و این خود طی دوره ی ابتدائی و رسیدن به آغاز دوره ی متوسطه حساب می شود. از این پس به نسبت علاقه مندی و فعالیت و استعداد می تواند به مراتب بالاتر برود تا اینكه به ترتیب، دوره های خوش و عالی و ممتاز را بگذراند و كم كم به مقام استادی نایل گردد.

لذا برای فراگیر ِ مبتدی لازم است روی حروف و كلمات سرمشق استاد دقت كند و حركات و گردشهای آن را در نظر بگیرد ، هر چند كه بد و ناصاف نویسد به صبر و حوصله كلمات را در حد و اندازه ی سرمشق نقل و تكرار كند و تا مدتی بدون سرمشق و از پیش خود چیزی ننویسد و پیوسته از شیوه و اسلوب استاد پیروی نماید تا به نیروی طبع و قابلیت، شیوه و ربط استاد را به دست بیاورد و دستش در این كار قوت یابد. لازم است كه قلم مشق را به اندازه ی درشتی و ریزی خط سرمشق انتخاب كند و از مشق كردن روی سرمشقهای ناقص كه استادانه نیست برحذر باشد و تا جایی كه ممكن است روی خط بد و ناقص نگاه نكند. سلطانعلی مشهدی گوید:

جمع می كن خطوط استادان      نظری می فكن در این و در آن

طبع تو سوی هر كدام كشید      جز خط او دگر نباید دید

تا كه چشم تو پر شود ز خطش  حرف حرفت چو دُر شود ز خطش

پس از اینكه خط او نیرو گرفت گاهگاه از ذهن خود كلمات و عباراتی بنویسد و آنگاه با خط استاد و سرمشقها مقایسه كند و یا به نظر استاد برساند.

به طوری كه استادان اشاره فرموده اند مشاقی و تمرین را سه مرحله است: نظری، قلمی ، ذهنی(یا خیالی).

نظری:

دقت در روی حروف و كلمات خطوط استاد و در نظر گرفتن گردشها و حركات آن است كه با نگاه كردن انجام می شود و در طبع و ذهن طالب آن اثر می گذارد.قلمی: نقل كردن حروف و كلمات سرمشق به وسیله قلم است كه از روی تقلید و محاكات انجام می گیرد.

ذهنی:

آن است كه مشاق پس از آشنائی با قواعد خط و شیوه و ربط استاد، بدون تقلید از سرمشق و با ذهنیت خود – عشقی و ذوقی – عباراتی بنویسد تا نیروی خطی خود را بسنجد.سلطانعلی مشهدی در اشعار خود به دو مشق نظری و قلمی اشاره كرده و می گوید:

بر دو نوع است مشق و ننهفتم     تا توای خوبرو جوان گفتم

قلمی خوان یكی و گر نظری         كه بود این سخن هنی و مری

قلمی مشق كردن نقلی   روز، مشق خفی و شام، جلی

نظری دان گاه كردن خط               بودن آن گه ز لفظ و حرف و نقط

هر خطی را كه نقل خواهی كرد   جهد كن تا نكوبی آهن سرد

حرف حرفش نكو تأمل كن            نه كه چون بنگری تغافل كن

قوت و ضعف حرفها بنگر               دار تركیب آن به پیش نظر

در صعود و نزول او می بین           تا كه حظی بری از آن و از این

باش از شَمره های حرف آگاه      تا بود صاف و پاك و خاطره خواه

اظهرهروی به سلطانعلی مشهدی از راه نصیحت می گفته است:

در مشق كوتاهی مكن پیوسته ای سلطان علی      در روز كن مشق خفی ، در شام كن مشق جلی

قاضی احمد غفاری شاعر و خوشنویس گفته است:

چهل سال عمرم به خط شد تلف   سر زلف خط ناید آسان بكف

زمشقش دمی هر كه غافل نشست        چو رنگ حنا رفت خطش زدست

مكن جز به تحریر اوقات صرف         كه صورت نمی یابد از صوت حرف

ضیاء الدین محمد یوسف در رساله ی خود گوید:

خواهی كه ترا بلند سازد  آوازه نیك در جهان مشق

بشنو زمن شكسته خاطر اول تعلیم، بعد از آن مشق

كسی كه بخواهد به هدف خود برسد و از روی اصول و هندسه خط و كیفیت خوشنویسی به درجات عالی خط نائل گردد از آغاز كار باید شاگردی و تلمذ استادی را اختیار كند تا او را در این فن رهبری و ارشاد نماید. چون اگر تنها به فكر و عقل خود تكیه كند كاری عبث و بیهوده كرده است. كسانی كه بدون تعلیم استاد و فقط از راه تقلید به درجه ی استادی رسیده اند بسیار اندك اند- و در حكم «النادر كالمعدوم» و یا «النادر لا حكم له» می باشند.

در خطوط كسانی كه بدون استاد كار كرده اند در بسیاری از حروف آن نقص و ناموزونی دیده می شود به خلاف دسته ی اول كه همه استوار و درست مشاهده می گردد.

شایسته است كه متعلم از متابعت استاد سر نپیچید و به راهنمائی او اهمیت دهد و عمل كند و در اكرام و كسب رضای خاطر او بكوشد كه فایده اش به خود او بازخواهد گشت.

ان المعلم و الطبیب كلاهما        لا ینصحان اذا لم یكرما

در همه حال نظافت و پاكیزگی را مرعی دارد و ادوات و لوازم خوشنویسی خود را پاكیزه و كامل و مرتب كند و جایی برای كتابت انتخاب كند كه موافق با اصول بهداشت باشد و آنقدر مبالغه در نوشتن نكند كه ملول و خسته شود و از نوشتن در جای كم نور حذر كند و سرعت و عجله در نوشتن ننماید. در بهداشت چشم بكوشد و از گرد و كثافت و آبهای آلوده محفوظ دارد، در صفحات براق و خیره كننده ننگرد. زیاده روی در نوشتن نكند چرا كه استمرار بی حد ، ضعف قوای ظاهری و باطنی می آورد.

از روی بی میلی و سرسری ننویسد. محل نوشتن روشن و با صفا و خالی از اغیار باشد.

میرعلی هروی در مدادالخطوط خود آورده است: «خانه ای كه در آنجا كتابت كنند باید كه از چهار طرف درها گشاده باشد و صبح در طرف شرقی و نیمروز در جانب جنوبی و آخر روز به طرف غربی نشیند اما در تابستان تا وقت شام هوای حوضخانه بهتر است.»

به تابستان نكو باشد پگاهی      زمستان نیك وقت چاشتگاهی

ولیكن خانه خطاط باید               كه از هر چارسو درها گشاید

صباحان مصلحت زانگونه بیند      كه در پیش در شرقی نشیند

به وقت نیمروز ای نیك محضر      جنوبی بهتر است از جای دیگر

ولی در مغرب روز است احسن             به نزدیك در غربی نشستن

ابن بواب گفته است: «خطاطی موقوف بر پنج چیز است: برندگی و تیزی قلمتراش، خوبی قلم، صافی و با جریان بودن مركب ، لینت و نرمی كاغذ، آرامش و سكون دل (یا نگاه داشتن نفـَس در حال نوشتن).»

امین الدین یاقوت ملكی گوید: «اگر قلمت خوب و پسندیده شد خطت نیكو می گردد و هر گاه ضایع باشد خطت ضایع خواهد شد.»

از اهم اموری كه به تحسین و تجوید خط كمك می كند كیفیت نگاه داشتن قلم و ملاحظه ی حركات آن در حال نوشتن و خوب تراشیدن قلم است.  یكی از استادان گفته است: كسی كه مداد برگرفتن و تراش قلم و قط و گرفتن ورق و حركت دست را در حال كتابت خوب نداند از كتابت و خوشنویسی بهره ای ندارد.

میرعلی هروی استاد زبردست خط نستعلیق قرن دهم درباره ی تحصیل هنر خط سروده است :

چند در وادی خط می كنی ای دل تك و پو       بشنو این نكته زمن باز نشین فارغ بال

پنج چیز است كه تا جمع نگردد با هم           هست خطاط شدن نزد خرد امر مُحال

قوت دست و وقوفی ز خط و دقت طبع طاقت محنت و اسباب كتابت به كمال

گر از این پنج یكی راست قصوری حاصل         ندهد فایده گر سعی نمایی صد سال

 

راه صحیح نگاشتن حروف و تمرین و مشق آنها این است كه ابتدا به استحكام مفردات ساده حروف بپردازد تا هر حرفی را در حال انفراد صحیح فرا گیرد. پس از آن شروع كند به استواری مركبات و به ترتیب: اول مركبات دو حرفی را مشق كند و بعد به سه حرفی و پنج حرفی اشتغال ورزد و در تقلید و شبیه نویسی مفرد و مركب تكیه و اعتماد او بر خطوط استادان كامل و عارفان به اوضاع و رسوم خط باشد، آن استادانی كه خود از برجستگان استاد فرا گرفته اند و در اثر كثرت مشق و استمرار خوشنویسی ملكه ی آنان شده است. زیرا هر صنعتی به دوام و ممارست رو به كمال می رود و نیكو می گردد. ممكن است در رساله ها و دفترها راه و روش تعلیم نوشته شده باشد اما آنها به تنهایی برای مبتدی بسنده و دریافت و تطبیق آن آسان نیست كه بتوان به اصطلاحات و اشارات راجع به حر كات دست و قلم و ریزه كاریها و رموز كتابت پی ببرد، لذا از مراجعه به استادان فن بی نیاز نخواهد بود.

از آداب و صفحات خوشنویسی و كتابت است كه در هیچ مرحله ای از مراحل فضل و هنر و در هیچ مرتبه از استادی، خود را منتهی نداند و غافل و فریفته نشود و پیوسته این سخن را نقش لوح دل سازد (الاعجاب یمنع الازدیاد) و (العجب یوجب العثار) كه خود پسندی جلو ترقی را می گیرد و موجب لغزش می شود؛ و همواره در صدد كسب مرتبه ی بالاتر و رسیدن به مرتبه كمال باشد؛ هر چند كه مرتبه ی كمال بسی والا است و آن را حد و نهایتی نیست و بلكه كمال در دنیا وجود ندارد. لكن طالب كمال شدن، خود كمال و از خواهشهای پسندیده انسانی است. از بزرگمهر پرسیدند همه چیز دانی؟ گفت همه چیز را همگان دانند و همگان از مادر نزاده اند و گفته اند:

لكل دهر دولة و رجال    ولكل حال ادبار و اقبال

بابا شاه گوید: «كاتب می باید از صفات ذمیمه احتراز كند؛ زیرا صفات ذمیمه در نفس علامت بی اعتدالی است و حاشا كه از نفس بی اعتدال كاری برآید یا از آن نفس كاری آید كه در او اعتدال باشد. از كوزه همان برون تراود كه در اوست.»

در رساله ای خطی مسطور است كه حُسن خط به كثرت مشق و به ارشاد استاد و ترك معاصی موقوف است لان العلم فضل من الله و فضل من الله لا یعطی بالمعاصی .

استادان متقدم معثقد بوده اند كه خطی كه به مرتبه عالی تر و امتیاز كمال و دارای صفا وشأن باشد، بی صفای دل امكان ندارد و این كیفیت به یمن صفات حمیده كه عارض نفس انسانی شده، در خط نمودار می گردد.

سلطانعلی مشهدی فرماید:

ای كه خواهی كه خوشنویس شوی        خلق را مونس و انیس شوی

خطه ی خط مقام خود سازی       عالمی پر ز نام خود سازی

ترك آرام و خواب باید كرد              وین به عهد شباب باید كرد

سر به كاغذ چو خامه فرسودن     زین عمل روز و شب نیاسودن

ز آرزوهای خویش بگذشتن           وز ره حرص و آز برگشتن

تا بدانی جهاد اصغر چیست        بازگشتن به سوی اكبر چیست

آنچه با خود روا نمی داری           هیچكس را بدان نیازاری

دل میازار گفتمت زنهار               كز دل آزار حق بود بیزار

ورد خود كن قناعت و طاعت        بی طهارت مباش یك ساعت

همه وقت اجتناب واجب دان        از دروغ و ز غیبت و بهتان

از حسد دور باش و اهل حسد     كز حسد صد بلا رسد به جسد

حیله و مكر را شعار مكن           صفت ناخوش اختیار مكن

هركه از مكر و حیله و تلبیس                پاك گردید، گشت پاك نویس

داند آن كس كه آشنای دل است كه صفای خط از صفای دل است

خط نوشتن شعار پاكان است    هرزه گشتن نه كار پاكان است

بسیاری از كسان در فن خط و تعلیم آن تحمل رنج و مشقت و صرف دقت كرده اند و خطاط نشده اند و عده ای هم به اندك تعلیم و مشق بهره یافته اند و این امر بستگی به قابلیت و استعداد دارد كه استاد بصیر و مجرب این قابلیت را در نظر اول در شاگردان خود می نگرد و از كمال و آراستگی خَلقی و خُـلقی آنان حدود پیشرفت آنان را بررسی می كند و می سنجد و شاید مسأله ی وراثت خانوادگی نیز یكی از علل قابلیت باشد؛ ولی علل و اسباب نهانی در جهان آفرینش بی حد و شمار است و نمی توان آن را حد و حدود دانست . چه خوب گفته اند:

«دادِ حق را قابلیت شرط نیست   بلكه شرط قابلیت داد اوست »

«تا كه از مخزن توفیق عطایی نرسد       سعی سودی ندهد جهد بجایی نرسد»

«باید كه صد هزار قدح خون به سر كشد  تا در مذاق خلق گوارا شود كسی»

 

درجات و مراتب خط و مراتب استادی و شیوه ها

 

درجات و مراتب خط از چهار رتبه بیرون نیست و ارزش قطعات خط از تعیین رتبه ها دانسته می شود. آن چهار عبارت است از :متوسط، خوش ، عالی، ممتاز.

مرتبه متوسط آن است كه هنرجو در اثر مختصر تعلیم و آشنائی به قواعد آن، خطی روشن و خوانا پیدا كند و این درجه ی فرودین خط است كه از نظر هنر خوشنویسی اهمیتی ندارد و تنها امتیازش این است كه از خط مبتدی برتر و بهتر است و قدمی به خوشنویسی نزدیكتر شده است.

مرتبه  خوش مرتبه ای بالاتر از متوسط است كه در آن نكات تعلیم استاد بیشتر رعایت شده و زیبائی و مرغوبیت بیشتر دیده می شود.

مرتبه عالی  به لحاظ درجاتی بالای خوش قرار گرفته است و آن خطی است كه از نظر اصول و قواعد و زیبایی ضعفی در آن دیده نشود و قطعات و مكتوباتی كه بدین پایه و مایه باشد دارای اهمیت و ارزش خواهد بود.

ممتاز خطی است كه در حد عالی ترین و نهایت كمال و زیبایی و صفا و شأن قرار گرفته باشد و بهترین از آن در نظر اهل فن تصور نشود و چنین قطعات و نوشته هایی را در هر زمان وهر جا ارزش فوق العاده نهند.

مراتب خطاطی و خوشنویسی چنانكه اشاره شد نیز از روی این مراتب و درجات خط است و مرتبه ی استادی از حد عالی به بالا احراز می شود و كمتر كسی را استاد می خوانند. بنابراین استاد كسی است كه پیوسته در حد عالی و ممتاز نویسد و خوب از عهده برآید كه قدرت قلم او به نام شیوه ی خاص او شناخته و معروف گردد.

بین استادان خط از نظر تفوق آثار هنری و ابتكار و تربیت شاگردان و صفات پسندیده و آداب دانی و حسن معاشرت و علم و دانش و گاهی موقعیت و محیط، تفاوت حاصل می شود و گاه یكی از آنان از این راهها امتیازاتی به دست می آورد كه در دیگری نیست و ممكن است استادی در یك نوع خط یا  دو سه نوع استاد باشد و امكان دارد در تمام انواع خطوط متداول سرآمد گردد. اینگونه استادان در دوره های پیشین فراوان ولی در این عصر كمیابند و چنین استادی كه همه ی خطوط را در حد عالی و ممتاز بنویسد نادر العصر به شمار  می آید.

سالها باید كه تا صاحبدلی پیدا شود       بوسعیدی از خراسان یا اویسی از قرن

برای میزان شناخت استاد می توانیم به وضع سیرت و اخلاق آثار استادان پیشین كه ترجمه ی احوالشان در جلد اول اطلس خط آمده است، مراجعه كنیم. بیشتر آنان مانند میرعلی تبریزی كه نسبت وضع نستعلیق بدو است، در انواع خطوط تسلط داشته اند و از فضیلت علم و ادب و صفات عالی انسانی بهره ور بوده اند. همچنین جعفری تبریزی بایسنقری، سلطانعلی مشهدی، میرعلی هروی، مالك دیلمی، محمد حسین تبریزی، عبدالباقی تبریزی، بابا شاه اصفهانی، علیرضا عباسی، میرعماد و شاگردان و پیروان برجسته آنان و ...

و میرزا احمد خان نی ریزی، درویش عبدالمجید طالقانی و وصال شیرازی و ... همه پاكدلان دیندار و اهل فضل و دانش و شاعر و ادیب بودند.

شایسته است خطاطان و خوشنویسان امروز بدان بزرگان تأسی كنند و از طریقه ی آنان و مردم دوستی و محبت كه شاگردان خود را چون فرزندان خود می دانسته و اشاعه ی هنر می كردند پیروی نمایند. والا با داشتن خط تنها و فقدان فضیلت یا نداشتن دیانت و امانت ، شایسته مقام استادی نیستند. (ره چنان رو كه رهروان رفتند) سعدی علیه الرحمه فرمود:

 وجودی دهد روشنائی به جمع   كه در سینه سوزیش باشد چو شمع

هنرمندی كه خواهد بر كرسی استادی نشیند لازم است كه از گنجینه های كمالات ، توشه و از خرمنهای آداب، خوشه ای برگرفته، در انشاء و املاء ید طولی داشته، در لغت قوی و از دستور مطلع باشد. از علوم و دانشهای معمول عصر خود بی اطلاع نبوده، صرف و نحو و منطق و فقه قرآن بداند و برحسن اشكال و خوبی اوضاع خط بیفزاید، تا در نظرها عظیم و در خاطرها مقبول و مكین گردد و به اهمیت و اعتبار او بیفزاید و در اجتماع قابل افاده و استفاده آید. به طوری كه نوشته ها و خطوط او را حجت قاطع و سندی معتبر بشمارند.

حافظ فرماید:

زدلبری نتوان لاف زد به آسانی   هزار نكته در این كار هست تا دانی

به جز شكر دهنی مایه هاست خوبی را به خاتمی نتوان زد در سلیمانی

هزار سلطنت دلبری بدان نرسد   كه خویش را به هنر در دلی بگنجانی

 

شیوه

 

بعد از احراز مرتبه ی استادی ، موضوع شیوه پیش می آید. هر استادی دارای شیوه ای مخصوص به خود است كه با شیوه های دیگران تفاوت دارد و خط او بدان شناخته و معروف می گردد. كلمه ی شیوه كه در ردیف آن ربط، اسلوب، سبك، طریقه، روش نیز استعمال می شود در واقع آن سبك و روش خاصی است كه استادی سالها بدان روش خط نوشته و میان مردم شایع و شناخته گردیده است .

در عالم دو نفر یافت نمی شوند كه خطشان در جمیع حروف و كلمات یكسان باشد؛ بلكه هر یك به كیفیتی مخصوص می نویسد و این امر به مثال خطوط سر انگشتان اشخاص است كه با هم فرق دارد. بنابراین با اینكه همه ی استادان خط از سابق و لاحق- به یك پیكره ی معینی از اصول و قواعد نوشته و می نویسند، تفاوت آشكاری میان خط آنان مشاهده می شود. این تفاوت- به حفظ مقام استادی هر یك - همان شیوه است كه بستگی به ذوق و سلیقه و دقت نظر و حالات شخصی دارد.

در این مورد ، گذشته از حالات نفسانی و روحی و هزاران امور معنوی، اوضاع جسمی استاد نیز دخالت دارد مثلا طول انگشتان و كوتاهی آن در خط موثر است و خط او به بسط و قبض متمایل می شود، همچنانكه طول قامت و بلندی و كوتاهی پاها در راه رفتن متفاوت می گردد.

شناخت شیوه یك استاد ، برمبنایی بالاتر از اصول و قواعد خط است و آن ریزه كاریهای ویژه ای است كه در خط خود به كار برده است و در خط دیگری كمتر دیده می شود، از جمله: گردشهای خاص، درازی و كوتاهی مدّات، گودی و كم عمقی در مدّات و دایره ها و تیزی و تندی و ملایمت، خشكی و نرمی ، فربهی و لاغری، انبساط و انقباض، صافی و صفا و گرفتگی، سواد و بیاض در حلقه ها و گره ها و غیره و اعتدال میان این همه در رموز و قرار نقطه ها و ...

مثلا مرحوم دكتر بیانی در كتاب «احوال و آثار» به یك نكته از نكات بسیار شیوه اشاره كرده و گفته است:

«نكته دقیقی در سبك نستعلیق میرزا محمد رضا كلهر هست و آن اینكه به قدرتی كه در كتابت و مشق داشته و هر حرف مفرد یا حروف مركبی را یك قلم می نگاشته، تمام حركات قلم در خط او مشخص و مانند این است كه مثلا در یك حرف «ی» كه از سه حركت متمایز تشكیل می یابد این سه جزء ، مجزا است كه به یكدیگر پیوسته گردیده است. این شیوه پس از میرزا توسط شاگردان و پیروانش پیروی شد ولی هیچ یك چنانكه باید از عهده ی تقلید برنیامدند. با وجود این، شیوه ی وی مورد پسند هنرمندان و هنرشناسان واقع شد.»

پوشیده نیست كه سبك و شیـوه در تمام انواع خط مخـفی است و عارفان به خط ، آنها را تمیـز و تشخیص   می دهند ؛ لكن آن اندازه كه شیوه ها در خط نستعلیق شناخته می گردد در دیگر خطوط شناخته و مشخص نمی شود.

از دقت بر روی قطعات نستعلیق كه از بعد میرعماد تاكنون دیده شده است ، به ما می نمایاند كه دو شیوه منظور نظر و هدف عالی خوشنویسان بوده است: اول شیوه میرعماد و دوم شیوه كلهر؛ و همه سعی كرده اند شیوه خود را به یكی از این دو برسانند، و گروهی هم ناظر به هر دو شیوه بوده اند، و با این وصف هر یك دارای شیوه مخصوص به خود شده اند كه اثبات و تبیین این مطلب از حوصله ی بیان و بنان خارج است و جز با دقت و مقایسه میسر نمی گردد.

از میان شیوه ها گاه اتفاق می افتد كه شیوه ای بامزه تر و شیرین تر به نظر می رسد و طرفداران بسیار پیدا می كند و اهل خبره و خط شناسان برای آن مزیتی قایل می شوند. اما انتخاب و پسند شیوه های همطراز بستگی به ذوق و طبع اشخاص دارد و همچون انتخاب گلی از میان گلهاست.

« به مقبولی كسی را دسترس نیست      قبول خاطر اندر دست كس نیست»

 

 

درس هنر خوشنويسي

 

جزوه درس هنر خوشنويسي

 1 خطوط الفبايي چگونه اختراع شد ؟

خطوط تصويري در سير تكامل خود ، به تدريج از نقشها و طرحهاي ساده به علايم و نشانه هاي رمزگونه و قرار

دادي تغيير شكل يافت و به اختراع خطوط الفبايي منجر گرديد .

2 كهن ترين خط در ايران باستان چه نام دارد ؟

خط ميخي ايراني كه داراي 42 علامت است .

3 در كدام دوران تمدني ، هنر خوشنويسي به نوعي نقاشي انتزاعي و هنر قدسي ارتقاء يافت ؟

دوران شكوفايي فرهنگ و تمدن اسلامي .

4 خط كوفي چه خطي است ؟

اولين خطي است كه براي كتابت و تزيين كلام وحي به كار رفت و تا قرن سوم تنها خط رسمي مسلمانان

محسوب مي شد، ايرانيان نيز با پذيرش اسلام، اين خط را در نگارش قرآن به كار گرفتند و به شيوه اي خاص

دست يافتند كه بعد ها به نام كوفي ايراني شهرت يافت .

5 ابداع خط نسخ توسط چه كسي انجام گرفت ؟

ابن مقله.

6 تاثير ابداع خط نسخ بر جامعه مسلمانان چگونه بود ؟

چون فراگيري خواندن و نوشتن آن نسبت به خط كوفي آسان بود و موجب گسترش سواد با شتابي چشمگير در

بين مسلمانان شد و در پيشرفت علمي و فرهنگي كشورهاي اسلامي اساسي ترين نقش را ايفا كرد .

7 نگارش متون فارسي در كدام قرن آغاز شد، و چه نوع خوشنويسي براي آن ابداع شد ؟

قرن هفتم هجري و خوشنويسي تعليق را براي نگارش متون فارسي ابداع كردند .

8 خوشنويسي نستعليق چه ساختاري دارد ؟

خطوط منحني مي باشد كه نرمي ، زيبايي ، شادي و مهرباني را القاء مي كند و به عروس خطوط شهرت دارد و

بارزترين نمود هويت ملي در هنر مي باشد .

9 نستعليق در چه قرني و توسط چه كسي نظام يافت ؟

در اوايل قرن نهم و با دستهاي هنرمند مير علي تبريزي .

10 خوشنويسي شكسته نستعليق چگونه پديد آمد ؟

با اقتباس از نستعليق و تعليق پديد آمد .

11 مرغوبترين نوع قلم ني چه نام دارد و چه ويژگيهايي دارد ؟

قلم دزفولي كه ويژگيهاي زير را دارد :

رنگ پوست قلم، قهوه اي مايل به سرخ و رنگ گوشت داخل آن متمايل به رنگ سفيد بدون كجي و انحراف و

قطر آن حدود قطر مداد است .

12 انواع مركبهاي خوشنويسي را نام ببريد و بنويسيد امروزه از كدام نوع استفاده مي شود ؟

-1 خشك

-2 مايع

كه امروزه بيشتر از مركبهاي مايع استفاده مي شود .

13 مناسبترين نوع كاغذ براي خوشنويسي چه ويژگيهايي دارد ؟

داراي صافي متوسطي است و كاغذ هاي بسيار صاف و لغزنده يا زبر براي خوشنويسي مناسب نيستند .

14 جنس تيغه هاي قلم تراش از چيست ؟

از نوع فولاد خشك و سخت .

15 قَطزَن چيست؟

وسيله ايست كه به هنگام قط زدن نوك قلم در زير قلم قرار مي گيرد . جنس آن بايد نرمتر از تيغه قلم تراش باشد

موادي مانند چوبهاي سخت ، شاخ و عاج حيوانات براي ساختن قطزن مناسب هستند .

16 ليقه را تعريف كنيد ؟

نخ يا الياف ابريشمي است كه در داخل دوات قرار داده مي شود .

17 روش تراشيدن قلم را شرح دهيد ؟

تراشيدن قلم در چهار مرحله انجام مي گيرد :

-1 ايجاد ميدان قلم : قلم را از سر باريكتر آن در بين انگشتان قرار داده و با دست ديگر تيغه قلم تراش را با

زاويه اي حدود 45 درجه بر روي قلم در فاصله مناسبي از نوك قلم مي گذاريم و با حمايت انگشتان

شصت هر دو دست كه در پشت تيغه قرار مي گيرند ميدان قلم را مي تراشيم.

-2 كناره برداري : در اين مرحله كناره هاي قلم را از دو طرف به تدريج و به يك اندازه بر مي داريم تا

قسمتي از نوك قلم داراي پهناي مساوي گردد .

-3 پشت برداري : قسمتي از پوست قهوه اي رنگ پشت قلم را طوري بر مي داريم كه پوست كناره ها بر

نوك قلم باقي بماند .

-4 قط زدن : در پايان قسمت نوك قلم را بر روي قطزن قرار داده تيغه قلم تراش را با زاويه اي در حدود 20

تا 25 درجه نسبت به خط افقي به طور تقريباً عمود در قسمتي كه پوست آن را برداشته ايم مي گذاريم و

با فشار انگشت شصت و با يك حركت آن را قط مي زنيم چنانچه نوك قلم حالت مطلوب را بدست

نياورد اين عمل را تكرار مي كنيم .

18 اولين گام در آموزش عملي نستعليق چيست ؟

نگارش تمامي حروف و كلمات با قرار گرفتن پهناي نوك قلم در زاويه اي بين 60 تا 65 درجه نسبتاً به خط افقي

بر روي صفحه.

19 واحد اندازه گيري حروف و كلمات كه در جهت رعايت قواعد كلي آنها بكار مي رود را چه مي گويند ؟

نقطه .

20 شكل كلي نقطه در نستعليق چگونه است ؟

مربعي است كه گوشه هاي آن در بالا ، پايين ، چپ و راست قرار مي گيرد .

21 خط زمينه را تعريف كنيد و نامهاي ديگر آن را بنويسيد ؟

خطي است افقي كه جايگاه حروف و كلمات را در سطر مشخص مي كند اين خط را "خط كرسي"و"خط ميزان"

و"مسطر" نيز مي گويند .

22 قالب چليپا براي نوشتن چه چيزي مناسب است و چند سطر دارد و سطر ها به چه صورت در صفحه جاي مي گيرد ؟

اين قالب براي خوشنويسي و اجراي يك قطعه و تابلوي خوشنويسي در يك صفحه مناسب است . در اين قالب

چهار مصرع شعر در چهار خط زمينة هم اندازه به صورت مايل در حدود 45 درجه نسبت به خط افقي

خوشنويسي مي شود به طوري كه شروع و پايان سطر اول با سطر سوم و سطر دوم با سطر چهارم در يك امتداد

عمودي قرار مي گيرند .

23 چرا استفاده از قالب چليپا در سالهاي اخير وسط انجمن خوشنويسان ايران رايج شده است؟

چون اين انجمن رسالت حفظ ، گسترش و آموزش خوشنويسي را به موازات آموزش و پرورش بر عهده داشته و

دارد، انجمن قالب چليپا را به عنوان يكي از قالبهايي كه به جهات فني براي اندازه گيري و ارزيابي مهارت هنر

جويان خوشنويسي مناسب است در برنامه كار خود قرار دادو مهارت در چليپا نويسي را در سطوح بالا به عنوان

مهمترين بخش در آزمونهاي خوشنويسي مطرح نمود.

24 مهمترين اصل در تركيب بندي قالب چليپا چيست؟

ايجاد تعادل و آهنگ مناسب .

25 مهمترين قالب خوشنويسي در گذشته چيست؟

كتابت.

26 كتابت را تعريف كنيد؟

نسخه برداري از كتابها ، رسالات و متون گوناگون را كه با خط ريز انجام مي شده است را در اصطلاح

خوشنويسي كتابت مي گويند.

را تعريف كنيد. « سياه مشق » - 27

در گذشته، حاصل صفحات تمرين خوشنويسان را كه حروف و كلمات در آنها به صورت متوالي و فشرده تكرار

مي شد را سياه مشق مي گفتند.

28 نقطه عطف سياه مشقهاي هنري در چه قرني و در آثار چه كساني يافت مي شود؟

قرن سيزدهم و در آثار ميرزا غلامرضا و ميرحسين.

29 ميرزا غلامرضا اصفهاني چگونه با ارائه خوشنويسي سياه مشق حركتي نو در هنر خوشنويسي بوجود آورد؟

 

او با هوش سرشار خود دريافت كه مي بايد بيش از پيش به جنبه هاي تجسمي و تصويري خط پرداخت. از اين

رو قالب سياه مشق را برگزيدو به خلق آثاري ماندگار نايل آمد. او پيش از آنكه به خوانا بودن اثر توجه داشته

باشد به زيبايي آنها و تركيب بندي كلمات به مثابه عناصري بصري درصفحه اهميت مي داد.

 

30 نقاشيخط چه نوع خوشنويسي است؟

 

پديده اي معاصر در حوزه هنرهاي تجسمي است كه در سالهاي اخير در ايران و برخي از كشورهاي اسلامي بروز

و ظهور كرده است. در كل به كليه آثار هنري گفته مي شود، كه عناصر اصلي تشكيل دهندة آنها خط و

خوشنويسي است و به صورت مسطح بر روي صفحه و با تكنيكهاي مختلف اجرا مي شود و در تركيب بندي كلّي

آنها حروف و كلمات در درجة اول به منزلة عناصر بصري به كار گرفته مي شوند.

 

31 آثار نقاشيخط را به چند گروه تقسيم مي كنند؟

 

به سه گروه شامل :

-1 آثاري كه به دست نقاشان پديد آمده و در آنها حروف و كلمات جايگزين اشكال و پيكره ها شده اند.

-2 آثاري كه به دست خوشنويسان پديد آمده ودر اجراي آن از تكنيكهاي نقاشي و طراحي يا گرافيك استفاده

شده است.

 

-3 آثاري كه به دست خوشنويسان خلق شده و در اجراي آن فقط از تكنيك خوشنويسي يعني قلم ومركب

استفاده شده است

 

هنر خوشنویسی در اصفهان
خط زبان است، شادی دل، سفیر خرد، جانشین اندیشه،
سلاح دانایی و ندیم دلارام دوستان به‌وقت جدایی است.
آنه ماري شيمل (4: ص29)

خط و خوشنويسي
خط مانند تکلم وسیله‌ای است، برای تفهیم مقصود و بیان منظور و عواطف شخص به دیگران؛ با این تفاوت که از تکلم، صرفاً در زمان حال و مکان معلوم استفاده می‌شود، ولی خط می‌تواند زمان و مكان را درنوردد و منظور نویسنده را به کسانی که در نقاط دورتر یا در زمان آینده زندگی می‌کنند برساند و احساس وی را به آنان انتقال دهد. بنابراین، خط نوعی از زبان است؛ زبانی که بیشتر دوام دارد و دایره‌ی نفوذ آن گسترده‌تر است. (4: ص‌26) تعريف جامع و مانع خط را علامه دهخدا چنين آورده است: «خط هنر تثبيت ذهنيات است با علايم معهود چشم. احتياج به حفظ خاطره‌ها، نخستين محرك پيدايي خط در بين اقوام عالم بود» (9: ج 6، ص‌8650).
بين خط و خوشنويسي از همان آغاز رابطه‌ي تنگاتنگي وجود داشته است. اگرچه خط در آغاز پیدایش، بر اثر نیاز بشر به بیان خویشتن پا به عرصه‌ي ظهور نهاد، اما خوشنویسی در همه حال به منزله‌ي مرزی شکننده و نامعین بین هنر و این نیاز آدمی جلوه کرده است. همیشه و هرجا که خط و نوشتار برای ثبت ساده‌ي علامتهای نوشتاری و انتقال مفهوم وجود داشته، هنر خوشنویسی نیز برای ایجاد زیبایی در نوشتار حضور يافته است (12: ص‌162).
به‌رغم اين مرزبندي ظريف بين خط و خوشنويسي، بايد گفت خوشنویسی تاریخی به قدمت خط و جغرافیایی به وسعت عالم اندیشه‌ي بشر دارد. انسان اندیشمند وقتی اراده كرد اندیشه را از فنا شدن در زمان نجات بخشد، آن را در قالب کلام ریخت و کلام را خانه‌نشین خانه‌‌ي خط کرد (7: ص3). و به این ترتیب خط ابزاری شد برای اینکه اندوخته‌ي دانش و فرهنگ بشری از دستبرد زمان در امان ماند و خوشنويسي قالبي متعالي شد براي خط كه گاهي توجه به آن از توجه به محتوا پيشي گرفت. چنانكه عبدالعلي تفرشي (19: ص8) در ستايش نابغه‌ي خط ميرعماد گفته است:تا كلك تو در نوشتن اعجازنما ست / بر معني اگر فخر كند لفظ رواست / هر دايره‌ي تو را فلك حلقه به گوش / هر مدّ تو را مدت ايام بهاست.
در كتاب تاريخچة مصور الفبا، نقل قول بسيار دلكشي درباره‌ي خوشنويسي الفباي فارسي‌ـ عربي از حسن مسعودي آورده شده، كه متأسفانه به اصل اثر كه به نام «خوشنويسي» و با تاريخ 1986 معرفي شده، دست نيافتم، به ناچار به نقل قسمتي از آن بسنده مي‌كنم: «خوشنویسی فقط در آفرینش بصری یک متن معین خلاصه نمی‌شود، بلکه آرایشی هنری است که مفهومی انتزاعی از کل جهان به‌دست می‌دهد. (12: ص170) خوشحالی، شادی، آرامش، اضطراب و خشونت اجتماعی در هنر خوشنویسی جذب و متجلی می‌گردد. خوشنویسی، حتی اگر براساس الفبای عربی باشد ـ و بنابراین غیرقابل درک برای بسیاری [از مردمي كه با اين زبان آشنايي ندارند] ـ باز هم به سبب ظرفیت جذب عواطف و حیات‌بخشی دوباره به آنها، زبانی جهانی شده است. ... خوشنویس کاملاً در هنر خویش ادغام می‌شود و به سبُکی یک حرف به پرواز در می‌آید، یا بر اثر سنگینی حرفی دیگر کمر خم می‌کند. از دید او موفقیت در بیان احساس درونی به منزله‌ي نیل به لحظه‌ي باشکوه آزادی است، زیرا آنچه را باید بگوید با کلامی که بر صفحه‌ي کاغذ فرو‌مي ريزدوفريادمي زند...
  خوشنويسي، هنر مقدس
ايرانيان اگر در آفرينش خط در رتبه‌ي نخست نباشند، اما در خوشنويسي اين تقدم را نسبت به ساير تمدن‌هاي مشرق‌زمين داشته‌اند. «کهن‌ترین زمانی که در ایران توجه به زیبایی خط شده است، دوران هخامنشیان است و آن خط حک شده بر دخمه‌ي داریوش در نقش رستم، با رنگی آبی بر زمینه‌ي خاکستری‌رنگ کوه است.(14ص13) خطي كه در نوشتن ارژنگ ماني از آن استفاده مي‌شد، به‌دست مانويان درست شد، تا افكار عالي ‌ماني را بدان بنويسند، اين مطالب با مركب‌هاي رنگين بر ظريف‌ترين كاغذ نوشته شده بود و تذهيب‌هاي بسيار عالي داشت. (14: ص‌14) بنابراين ايرانيان با فن خوشنويسي و تذهيب و تزيين خط از ديرباز آشنايي داشته‌اند و اين هنر را با خود به شرق دور يعني چين و ژاپن برده‌اند.
خط و خوشنويسي نه فقط در نزد ايرانيان، كه در تمام مشرق‌زمين به‌ويژه در ميان مسلمانان هميشه تقدس داشته است، اما برای ایرانیان که باور دارند تقدیر یا «سرنوشت» نوشته‌ای ازلی است، که از روز ازل در «لوح محفوظ» برای انسان مقدر شده، و از بخت و اقبال با تعبیر «پیشانی‌نوشت» یاد می‌کنند، تقدس خط پیشینه‌ي بسیار کهن‌تری دارد: بسی پیشتر از آنکه «گات‌ها و متون اوستا» یعنی سرود‌ها و تعلیمات زردشت با دست توانا و هنرمند مغان با آب زر بر دوازده هزار پوست گاو دباغی‌شده نوشته شود (14: ص‌14) و خط کهن ایرانی را به جهت تقدس مذهبی‌اش «دین‌دبیره» يا «اوستایی» نام نهند؛ كتيبه‌هاي ميخي هخامنشي را با نقشي از «اهورا مزدا» بر پيشاني آن تقدس مي‌بخشيدند و سنگ‌نبشته‌ي روايت تاريخي داريوش را «بيستون» يا «بغستان» به معني «ايزدكده» و يا جايگاه عبادت نام مي‌نهادند تا با تقدس بخشيدن به اين مكان، آن را از گزند مخالفان محفوظ نگاه دارند.
رمان گيرشمن باستان‌شناس نامدار درباره‌ي نقش قدسي و تأثير جادويي خط بر روي پاره‌اي از اشيا، كه تا درون گور همراه صاحبانشان همسفر شده، مي‌نويسد: «وقتي نوشته‌اي روي اشيائي موجود باشد به آن نيروي سحرآميزي مي‌دهد و خاصيت پيشگيري از حوادث براي صاحبش پيدا مي‌كند.» (20: ص 284) حرمت اين نيروي سحرآميز و جادويي خط و «نوشته» هنوز هم در بين عامه به‌ويژه بي‌سوادان محفوظ است.
براي پيروان اديان توحيدي صاحب كتاب، خط هميشه جنبه‌ي قدسي داشته است، ولي برای مسلمانان که معجزه‌ي پیامبرشان کتابی است که «کلام‌الله» است ـ و در آن خداوند به «قلم و آنچه كه مي‌نويسد» قسم ياد مي‌كند‌‌ـ خط نه فقط ظرف اندیشه‌های والای بشری، که ظرف سخن خداست (7: ص 3) و از آنجا که سخن خدا «کلام‌الله» مقدس است، نوشتن اين كلام و به‌ویژه خوشنویسی آن نزد مسلمانان به امری قدسی تبدیل مي‌شود و تمام کوشش‌های هنرمندانه در این زمینه متمرکز مي‌شود. از طرف ديگر به دلیل حرمت‌ نگارگری و پیکرتراشی در جهان اسلام، خوشنویسی به اوج هنرنمایی مي‌رسد و به عروس هنرهاي اسلامي تبديل مي‌شود. به گفته‌ي تیتوس بورکهارت «شریف‌ترین هنر بصری در جهان اسلامی، خوشنویسی است، مخصوصاً نوشتن قرآن کریم که نفس هنر دینی به شمار می‌آید.» (به نقل از 4: ص‌35)
آنه ماري شيمل نيز درباره‌ي خوشنويسي اسلامي مي‌گويد: «خوشنویسی را می‌توان مهمترین نمونه‌ي تجلی روح اسلامی به‌شمار آورد. (15: ص‌11).
علاوه بر خوشنویسی کلام خدا به صورت مصحف، کتیبه‌های مساجد و مدارس و بناهای مذهبی جلوگاه دیگری از هنر خوشنویسی است. چنانکه بعضی از این بناهای باشکوه والا، که به پیشگاه خداوند اهدا شده‌اند، شایسته‌ي آن‌اند که لقب نمایشگاه مجموعه‌ي هنر اسلامی بگیرند. مسجد جامع اصفهان كه بيش از هزار سال تاريخ معماري و هنرهاي وابسته از جمله خوشنويسي را بر سينه‌ي در و ديوار خود حفظ كرده است، نمونه‌ي عالي نمايشگاه هنر اسلامي است. از اين‌رو در اين كتاب كوشيده‌ايم گزيده‌اي از اين آثار را معرفي كنيم. بسیاری از هنرمندان بی‌نام و نشان این آثار که تمام هستی خود را وقف خدمت خداوند جمیل کرده‌اند، با شور و شوق تمام کوشیده‌اند که بهترین تصوری را که از جلال و جمال و زیبایی دارند در این آثار مقدس جلوه‌گر سازند

 

از خط معلي به دليلخاصيت ذاتي خود بيشتر در سطر نويسي وقطعه نويسي استفاده مي شود...از اين خط در بسياري از تبليغات ها و طراحي هاي با موضوعات ديني ومذهبي استفاده مي شود...

اين خط نيز ريشه هايي از خط كوفي را در خود دارد كه از نظر هنر خطاطي خط بسيار زيبا وگيرايي است...

.

 

قسم به قلم

«معلی» خطی که «نقاشیان» آثار خود را بر آن مبنا قرار داده است،خط نوظهوری است که «حمید عجمی» مبدع آن بوده و کمی بیش از یک دهه از عمر آن می گذرد. «نقاشیان» می گوید: «این خط تجلی های گوناگون دارد که می تواند در خط نویسی، چلیپا و در تمام اصول خوشنویسی سنتی مورد استفاده قرار گیرد. ضمن آنکه می توان از این خط برای فرم های خاص معنوی استفاده کرد.»
شاید به همین علت بوده است که او از این خط برای نمایشگاه اخیر خود استفاده کرده است چرا که حرکت مرغ ها به سمت بالا در این آثار دیده می شود آن چنان که نقاشیان بر این اعتقاد است: «آنجا که می خواهیم با خداوند نجوا کنیم از خط نسخ استفاده می کنیم.
برای ترسیم جلالیت خداوند از «ثلث»، توصیف زیبایی حضرت حق از «نستعلیق» و برای نشان دادن شیدایی وجودش از خط شکسته و در این میان برای بیان زیبایی حضرت حق از خط «معلی» بهره گرفتم که حیرانی محض است.»او از سال ۷۶ در محضر حمید عجمی این خط را فراگرفته و گویی گمشده خویش را یافته است.خطی که اکنون طرفداران بسیاری دارد: «تعداد زیادی از هنرجویان از این نوع خط استفاده می کنند اما تفکر جدیدی در آن ایجاد نکرده اند و همه «معلی» را همان گونه می نویسند که «عجمی»، در حالی که این خط احتیاج به اندیشه دارد به خصوص آنکه این خط در عین مدرن بودن از ویژگی های خط کوفی بهره برده و بیشتر برای مفاهیم قرآنی و آیات و احادیث ائمه اطهار مورد استفاده قرار می گیرد.»
او البته ویژگی دیگری نیز برای این خط برمی شمرد: «خط معلی درست مانند شخصیت حضرت علی جاذبه و دافعه دارد،گاه با خشونت و گاه با کرشمه همراه است.
«معلی» انرژی خود را از خطوط مختلف گرفته ولی هیچ کدام از این خطوط نیست.»

 

بسم الله الرحمن الرحیم

  

 

  فراخوان طراحی لوگو و نشانه  برنامه ماه عسل 1391

 

 

شبکه 3 سیما

 

از کلیه طراحان خوش ذوق وخلاق دعوت می آید تا در طراحی نشانه این برنامه ویژه ماه مبارک رمضان مارا یاری نمایند

تعریف ماه عسل: برنامه ماه عسل برنامه ای است که در ماه مبارک رمضان از شبکه 3 سیما قبل از اذان مغرب به صورت زنده پخش میشود و تماشاگران زیادی را به خود اختصاص داده است ....

 

 موادری که در طراحی نشانه مبایست لحاظ کرد:

1-عدم استفاده از فونت انگلیسی در طراحی حروف 

 

2- عدم اشاره به نمادهاي ثبت شده يا اشاره کاملا غير مستقيم  : برنامه ماه عسل برنامه ایی برای تمام اقشار جامعه است که در ماه مبارک رمضان هر شب در شبکه سه صدا و سیما پخش خواهد شد

مواردي که در طراحي نشانه مي بايست لحاظ کرد :

 

 

1- عدم استفاده از فونت انگلیسی در طراحی حروف ماه عسل

2- عدم اشاره به نمادهاي ثبت شده يا اشاره کاملا غير مستقيم

3- نشانه مي تواند به صورت نوشتاري يا تصويري با لحاظ شدن موارد ياد شده طراحي گردد.

4- طراحي نشانه به صورت تک رنگ يا رنگي بدون لايه شفاف (ترنسپرنتي Transparent)

5- کاربرد در اندازه هاي متفاوت، از کوچکترين مقياس تا اندازه وسيع.

6- مناسب تلویزیون باشد.
الف - راحت و در یک نگاره خوانده شود.
ب - قابلیت انیمه شدن داشته باشد (موشن گرافیک)
7 - حتی الامکان از نشانه ای ایرانی در فضایی مذهبی استفاده شود
8 - دو ویژگی عمده داشته باشد. شکوه ماه مبارک رمضان را به نمایش گذاشته باشد و از نماد حلال ماه استفاده شود

۹-برنامه ی ماه عسل ، برنامه ای فرهنگی و اجتماعی با مخاطب " همه ی مردم ایران" است که در ماه مبارک رمضان هر شب از تلویزیون پخش خواهد شد

۱۰-همراهی یک نشانه ، آرم و نماد با عبارت ماه عسل، ضروری است


جايزه نشانه منتخب :
جوايز ارزنده به همراه لوح تقدیر و سفرهای زیارتی
ضمنا از طراح نشانه منتخب و 5 طرح برگزيده به انتخاب تقدير به عمل مي آيد.

مشخصات فني و نحوه شرکت در مسابقه:
نشانه ها مي بايست در قطع A4، با مد رنگي CMYK، وضوح dpi300 و با يکي از فرمت هاي رايج مانند:( cdr ,ai ,eps ,psd ) ارسال شود.

توضيحات:

۱. مشخصات فردي شامل: نام و نام خانوادگي، شماره تماس، آدرس الکترونيکي، رزومه طراح و در صورت نياز، توضيحات لازم جهت تبيين مفاهيم به کار رفته در طرح نشانه به پيوست ارسال گردد.
۲. تمام حقوق استفاده از نشانه برگزيده به برنامه ماه عسل تفويض خواهد گرديد.
۳. آثار ارسالي توسط چندین تن از استادان مطرح گرافيک کشور ارزيابي مي گردد.

۴. تعداد آثار ارسالي محدوديتي ندارد، از هر شرکت کننده يک اثر در بخش فراخوان راه پيدا مي کند.
۵. دبيرخانه با محترم شمردن حقوق مادي و معنوي شرکت‌کنندگان، خود را نيز محق مي‌داند که در راستاي فعاليت‌هاي فرهنگي از تصوير تمام آثار ارسالي به دبيرخانه با ذکر نام صاحب اثر استفاده نمايد.
۶. آثار منتخب در یک جلد نفیس به چاپ خواهد رسید

اسامي هيأت داوران:


به مراتب اعلام خواهد شد


مهلت ارسال آثار:


آثار ارسالي مي بايست تا تاريخ پانزده اسفندماه ۱۳۹۰ ارسال گردند.

طريقه ارسال آثار:


 آثار مي بايست با توجه به مشخصاتي که در بخش فني به آن اشاره شده به وب سايت فراخوان ارسال گردند،

 

www.mahasal91.blogfa.com         

 

 

MAHASAL91@mailfa.com